حسابداری تحت وب
طراحی وب
نرم افزار کتابخانه
نرم افزار آزمون
پنل اس ام اس
میزبانی وب
بازی آنلاین
اخبار
خرید کارت شارژ رایتل
حسابداری مهر
لپتاپ ارزان
فروشگاه ساز
تبلیغات اینترنتی
نرم افزار کتابخانه
ایجاد سات
نرم افزار شماره گیر خودکار تلفن
جدیدترین sms
بک لینک رایگان
سایت ساز و فروشگاه ساز
پرداخت با مستر کارت
سیستم تبلیغات کلیکی بنری
انجام پروژه های متلب
کار در منزل
طراحی چهره آنلاین
" > مصاف - مطالب رضا حسینی

مصاف

وبلاگی برای آگاهی بیشتر از زندگی و جامعه

جمعه 27 مرداد 1396

تسنیم/ سومین روز بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم با حواشی همراه بود. پنجمین جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم ساعت 8و 10 دقیقه صبح امروز (پنج شنبه 26 مرداد) با به صدا در آوردن زنگ آغاز جلسه از سوی علی لاریجانی آغاز شد که حواشی نیز در این جلسه وجود داشت. *تجلیل از آزادگان مجلس در ابتدای جلسه علنی امروز پارلمان هیئت رئیسه مجلس به مناسبت «سالروز آغاز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی»، از نمایندگان آزاده مجلس تجلیل کردند. * پشیمانی یک نماینده از عدم مخالفت با آوایی پس از اظهارات مخالفان و موافقان وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی(محمود حجتی) نوبت به ارائه برنامه های وزیر دادگستری (سید علیرضا آوایی) رسید که هیئت رئیسه مجلس اعلام کرد نماینده ای در مخالفت با وی ثبت نام نکرده است البته یکی از نمایندگان با گذشت چند دقیقه به عنوان مخالف وزیر دادگستری در پشت تریبون قرار گرفت که برخی از نمایندگان با لحنی طنز آلود اعلام می کردند که وی پشیمان شده است. *شعر خوانی وزیر پیشنهادی دادگستری و مزاح لاریجانی زمانی که وزیر پیشنهادی دادگستری در پشت تریبون قرار گرفت تا از برنامه های خود دفاع کند اظهارات خود را با خواندن شعری از فیض کاشانی به نطق خود پایان داد که علی لاریجانی رئیس جلسه خطاب به جهانگیری گفت: آقای جهانگیری !باید آوایی را به عنوان وزیر ارشاد معرفی می کردید شعر خوب می خوانند. *وزیری که از کودکی کشاورز است محمود حجتی وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی در جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی در صحن علنی مجلس اظهار کرد: اگر بنده اینجا دفاعی انجام می‌دهم یا پاسخی را به سؤالات عزیزان می‌دهم، خدایی ناکرده این امر تداعی نشود که ما هیچ نقطه ضعفی نداریم؛ بنده نقاط ضعف زیادی دارم. از کودکی با کشاورزی فاصله نداشتم و کشاورز بوده و هستم. *لاریجانی: به اندازه پروفسور کواکبیان وارد نیستم پس از اینکه هئیت رئیسه مجلس اعلام کرد وزیر پیشنهادی دادگستری مخالفی ندارد برخی از نمایندگان اعتقاد داشتند که موافقان وی نیز طبق آیین نامه نباید صحبتی داشته باشند که در این میان مصطفی کواکبیان نماینده مردم تهران در مجلس در تذکری خطاب به رئیس جلسه گفت: آقای لاریجانی کاری کنید که موافقان صحبت نکنند، لاریجانی در پاسخ گفت: ما دوست داریم این اتفاق بیفتد اما حق شان است که موافقان صحبت کنند. کواکبیان در ادامه گفت: شما خودتان استادید، جوری صحبت کنید که موافقان خودشان صحبت نکنند، لاریجانی ادامه داد: البته؛ اما به اندازه پروفسور کواکبیان وارد نیستم. *کلاس درس فلسفه لاریجانی برای پاسخ به تذکر یک نماینده عبدالحمید خدری نماینده مردم بوشهر در مجلس در تذکری خطاب به علی لاریجانی گفت روز گذشته بنده تذکری دادم و گفتم که رئیس جمهور و وزرای پشنهادی نمی توانند وقت خود را در اختیار سایر افراد قرار دهند شما میکروفن بنده را خاموش کردید البته باید بگویم که سه نوع قیاس داریم، قیاس اولویت، قیاس منصوص العله و آن قیاسی که شما اشاره کردید. تمام علما اجماع دارند که دو نوع اول قیاس حجت و در اصول و فقه به آن استناد می شود. لاریجانی که اداره جلسه علنی مجلس را بر عهده داشت در این لحظه اظهار کرد: قیاسی که منطقی باشد، بله اما قیاسی که در فقه از آن بحث میشود، منطقی نیست. وی گفت: آقای خدری، نمی‌شود. این همان قیاسی است که مذموم می‌باشد. شما اگر قیاس منطقی می‌فرمایید باید باب برهان باشد، اما آیا در اینجا چیزی از باب برهان داریم؟ بنابراین آن قیاسی که مذموم است همین است که شما می‌گویید. حجت الاسلام خدری بار دیگر به ماده 226 اشاره کرد و گفت: بر این اساس دو نفر موافق و دو نفر مخالف با حفظ ترتیب می‌توانند صحبت کنند و اساس ماده به گونه‌ای است که ترتیب باید رعایت شود، وقتی مخالف حضور ندارد سالبه به انتفاع موضوع می شود و این مخالف آیین نامه است.

  • نظرات() 
  • جمعه 27 مرداد 1396

    فارس/ محسن ماقبل از شهادتش ضربه سنگینی به تروریست‌ها وارد کرده و خدا فقط می‌داند که چندتایی را آن روز هلاک کرد. این جمله‌اش هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که به فرمانده می‌گفت حاجی هر کاری که دستور بدید من انجام می‌دهم فقط شما به من بگو کجا را باید بزنم. این روزها کمتر کسی هست که محسن را نشناسد. حتی آنهایی که زیاد با دنیای مجازی سر و کاری ندارند محسن را می شناشند. وقتی خدا بخواهد به بنده ای عزت بدهد و او را بزرگ کند؛ می شود همین محسن حججی. با رفتن محسن خیلی ها از خواب غفلت بیدار شدند و برعکس تصور دشمن اتحادی عجیب در بین آحاد مردم به وجود آمد. که حقیقت زنده بودن شهید را می توان به خوبی درک کرد. امروز با دوستان و همرزمان محسن هم صحبت شده ایم تا چندخاطره‌ هرچندکوتاه برای مخاطبان مشرق بیان کنند. همرزم و فرمانده محسن حججی : از زمان حضور محسن در سپاه مدت زیادی نمی‌گذرد. بعد از دوره‌ی آموزشی به‌عنوان نیروی جدید پیش من آمد. یک روز برای اینکه ایشان را نسبت به زرهی توجیه کنم به همراه هم در آشیانه تانک‌ها رفتیم. قرار بود از دریچه‌های زیر تانک بازدید کنیم و برای سرویس تعدادی از آن‌ها را بازکنیم. به همراه هم داخل پاچال رفتیم بعد از اینکه کارمان تمام شد برای بستن دریچه‌های زیر تانک نیاز بود باهم همکاری کنیم. چون هم بد جا قرار داشتند و هم سنگین بودند. زمانی که ایشان دریچه‌ها را نگه داشتند و من می‌بستم با یکدست دیگر پیچ‌های قسمت دیگر را محکم می‌کرد. به او گفتم: آن‌ها را بعد محکم می‌کنم. گفت: مؤمن باید زرنگ باشد. از همه‌ی اعضای بدنش به‌درستی استفاده کند. وقت و پول بیت‌المال هدر نرود؛ و جسم ما هم آماده برای روزهای سخت باشد؛ و وقتی خوب توجه کردم دیدم به گوشی که سخنرانی حاج‌آقا عالی را پخش می‌کند گوش می‌دهد. زیر لب هم ذکر یا ستارالعیوب می‌گوید. گفتم: ما کجا و روح بلند شما کجا. تا اینکه بعد از شهادت با خودم فکر می‌کردم پی بردم که آن آمادگی و رشادت در زمان دستگیر شدن حاصل زحمت‌های فروان بود که متحمل می‌شد. تا توانست این‌گونه سربلند باشد. در مرحله آخر که ما باهم به سوریه رفته بودیم یک روز روی یک‌تکه سنگ روی تپه‌ای نشسته بود، رفتم کنارش و گفتم: چرا غمگینی؟ اینجا برای چی نشستی؟ گفت: دنبال یک ترکش سر گردونم یا یک تیر که بیاید به سینه من بخورد. آمادگی اعتقادی بسیار خوبی داشت با توجه به اینکه نیروی جدید بود و اولین بار بود در سوریه حاضرشده بود واقعاً شجاع بود و هر کس ایشان را می‌دید فکر می‌کرد چند سال هست در سوریه می‌جنگد به لحاظ تخصص زرهی هم خیلی زود خودش را رسانیده بود به خیلی از بچه‌های زرهی که سابقه‌های زیادی داشتند. ازلحاظ دینی هم شد سالار شهدای مدافع حرم در تمام زمینه‌ها واقعاً مجاهدانِ تلاش کرد و درنهایت به آرزویش رسید. همرزم محسن : مهر و آبان سال 94 همان روزهایی که بچه‌های لشگر زرهی هشت نجف یکی‌یکی پرپر می‌شدند. (موسی جمشیدیان و حسن احمدی و کمیل قربانی و محمدجواد قربانی و حمیدرضا دائی تقی و پویا ایزدی.) محسن هم همراهشان در سوریه بود. یک دریچه زیر تانکشان باز شد با یکی بچه‌ها زیر تانک رفتند. باید بسته می‌شد. همین‌طور درازکش زیر تانک شروع کردند به درست کردنش. خاک آنجا خیلی ناجور بود ما به او میگیم خاکِ مرده که در اثر تردد زیاد ادوات زرهی شنی دار به این شکل درمی‌آید. درست یادم نیست ولی فکر کنم یکی دوساعتی طول کشید تا به‌سختی و با زحمت درستش کردند. بااینکه تازه از یک شهر دیگر در فاصله خیلی دور تانک را آورده بودند. وقتی کارشان تمام شد و بلند شدند تمام بدن و لباس‌هایش و حتی ریش و موی سرشان با خاک یکی بود جوری که انگار مجسمه گلی‌اند. سردار امینی هم آنجا بود آن‌قدر از این خلوص در کارشان خوشحال و بی‌قرار بود که تا مدت‌ها هر جا می‌رفت از حججی و دوستش می‌گفت. جاهای مختلف. انگار ایشان هم یک‌چیزی در وجود محسن دیده بود. بعد هم تانک را که مدل نسبتاً جدیدی بود بردند بالای تپه و ده‌ها گلوله با دقت بالا نصیب دشمن کردند و تلفات زیادی هم دادند. آن روزها سردار دل‌ها خودش مستقیماً عملیات را زیر نظر داشت و خیلی از این عملیات راضی بود و کلی برای بچه‌ها پیام تشکر فرستاد؛ و البته محسن ماقبل از شهادتش ضربه سنگینی به تروریست‌ها وارد کرده و خدا فقط می‌داند که چندتایی را آن روز هلاک کرد. این جمله‌اش هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که به فرمانده می‌گفت حاجی هر کاری که دستور بدید من انجام می‌دهم فقط شما به من بگو کجا را باید بزنم. البته این جمله را در خط مقدم و در برابر موشک‌های تاو آمریکایی گفتن کار هرکسی نبود. چند روز بعد هم دشمن تانکش را با موشک هدف قرارداد که به اذن خدا آسیب جدی ندید و مثل‌اینکه خدادوست داشت محسن را حسین وار ملاقات کند.

  • نظرات() 
  • جمعه 27 مرداد 1396

    باشگاه خبرنگاران/ به نظر می‌رسد که این روزها بیشتر در مورد زندگی هنری آنجلینا جولی می‌دانیم تا زندگی شخصی او. او همیشه از داستان سازی و حاشیه آفرینی استقبال کرده است و فرزندانش تنها چیزهایی بوده‌اند که سعی کرده، زندگی آنها را از چشم و تعقیب رسانه‌ها دور نگه دارد. همه ما آنجلینا جولی را به عنوان یک بازیگر و فعال حقوق بشر دوست داشتنی می‌شناسیم، اما او رازهای مخفی زیادی دارد و این روزها بسیاری از آنها افشا شده‌اند. در طول زندگی همواره به خاطر کارهایی که کرده، مورد انتقاد قرار گرفته است. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با حقایقی جالب در مورد زندگی شخصی این بازیگر سرشناس هالیوود آشنا کنیم. مادرش تاثیر زیادی بر زندگی او داشت او می گوید من دختر آن مادر هستم. عشق من به فرزندانم، ارزش هایم، اهمیت دادن به اتفاقاتی که در سراسر جهان رخ می دهد، همه این ها را از مادرم دارم. هر روز به شدت برای او دلتنگ می شوم. من سعی می کنم همانطور که مادرم مرا بزرگ کرد، بچه هایم را بزرگ کنم. وقتی پای انظار عمومی به میان بیاید، او بسیار حساب شده عمل می کند وقتی که پای رسانه‌ها به میان می‌آید جولی سعی می‌کند که وجهه خود را به هر طریقی حفظ نماید. هر چه سن او بالاتر رفته چیزهای عجیبی که در مورد او در رسانه های شنیده‌ایم، کمتر شده است و بدون شک دلیلی برای این موضوع وجود دارد. وی در این باره گفته است: «من دوست دارم پشت شخصیت هایی که بازی می کنم خود را قایم کنم. علی رغم باورهای عمومی من زندگی ام را بسیار شخصی نگه می دارم و از مشهور بودن دل خوشی ندارم. دوست دارم که خیلی راحت با عموم مردم در ارتباط راحتی باشم. دوست ندارم وقتی که حرف می زنم رازی را پنهان کنم یا مجبور باشم مراقب حرف زدنم باشم. دوست ندارم برای حرف هایم برنامه ریزی کنم. می‌خواهم رک باشم. دوست دارم عقایدم را آزادانه بگویم و امیدوار باشم که منظور درستی از حرف هایم استنباط شود. دوست ندارم دست از آزاد بودن بردارم و دست نیز برنخواهم داشت». او می‌خواست که فرزندانش مادر او را به خوبی بشناسند جولی زمانی که جوان بود با مرگ مادرش روبرو شد و این موضوع و نداشتن مادر در آن دوران او را به شدت تحت تاثیر قرار داد. به همین دلیل یکی از دغدغه های اصلی او این بود که مبادا فرزندانش مادربزرگشان را خوب نشناسند. او در جایی گفت: مادرم آن قدر زنده ماند که اولین نوه هایش را ببیند و آنها را بغل کند. اما فرزندان من هیچ وقت این شانس را نداشتند که او را بشناسند و عشق و مهربانی او را لمس کنند. ما همیشه از «مادر مامان» صحبت می کنیم و همیشه سعی دارم که در مورد بیماری که او را از ما گرفت، صحبت کنم. جولی از مرگ مادرش به شدت الهام گرفت وقتی که وی روی فیلم «قلب قدرتمند» (A Mighty Heart) به عنوان بازیگر کار می کرد، در واقع واکنش به مرگ مادرش را نشان می‌داد. به نظر می رسد که کنار آمدن با مرگ مادر کار بسیار سختی برای او بوده است. در آن زمان که مدت زمان زیادی از مرگ مادرش نمی‌گذشت. وی در مصاحبه با شبکه NBC گفته بود: مادرم از آن دسته زن هایی بود که هفته‌ها برای برگزار کردن درست یک مراسم جشن تولد برنامه‌ریزی می‌کرد و چهار پیش نویس نیز برای کارت جشن تولد می‌نوشت که در آنها احساسات خود را بیان کند و این بدان معنا بود که او برای مادر بودن به دنیا آمده بود. او بسیار مهربان بود و با مرگش نیز به من درس داد، درس قوی بودن. این بزرگ ترین درس بود. جولی رابطه خوبی با پدرش نداشت اگرچه جولی و پدرش، جان وویت در انظار عمومی رابطه خوب و شادی را به نمایش می گذاشتند اما در واقعیت جولی رابطه خوبی با پدر خود نداشت. حضور در فیلم «بچه اشتباهی» او را به شدت به هم ریخت جولی در سال 2008 در فیلم «بچه اشتباهی» (Changeling) حضور یافت که داستانی را در دهه 20 در مورد یک مادر تنها که بچه‌اش گم می شود، روایت می کند. نیروهای پلیس به جای این که به او کمک کنند بچه اش را پیدا کند، مانند یک زن دیوانه با او رفتار و سعی می کردند بچه ای سر راهی را به او قالب کنند و به او القا کنند که بچه خود اوست. این داستان آن چنان برای جولی آزار دهنده بود که بر رابطه او با بچه هایش تاثیر گذاشت. وی در این باره گفته است: به عنوان یک مادر این موضوع بسیار وحشتناک بود. بچه هایم را تا جایی که امکان داشت در هنگام ناهار در کنار خودم داشتم و بعد از یک روز کار سریع به سمت خانه می رفتم. فقط می خواستم که خودم را به حماقت بزنم. چنان احساساتی بودم که دیدم رفتارم با کودکانم بسیار بسیار احمقانه شده است. از اینکه می دانستم فرزندانم کجا هستند و حالشان خوب است، بسیار خوشحال بودم.

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :675
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • خوشتیپ ترین هنرمند مرد؟





    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها